بادکنک قرمز
«جو یون گانگ» و حلقه دوستان و بستگانش که پس از شکستهای قبلی در زندگی، حال آرزوی تحقق اهدافشان را دارند اما…
توصیف
داستان چهار نفر در تلاش برای رفع مشکلات و آرام کردن دل شکسته هایشان.«جو یون گانگ» می خواهد معلم مدرسه شود، اما نتوانسته در امتحان تدریس قبول شود. او اکنون به عنوان معلم خصوصی کار می کند. او فردی است که برای رسیدن به آنچه می خواهد دست به هر کاری می زند.«جی نام چول» از خانواده ای فقیر می آید، اما با زنی از خانواده ای ثروتمند ازدواج کرده است. او یک شرکت را اداره می کند که در واقع متعلق به پدر همسرس است.«هان با دا» یک زن متاهل است. او به عنوان طراح جواهر کار می کند. درست قبل از ازدواجش، پدر و مادرش ورشکست شدند. او قصد داشت از عروسی خود منصرف شود، اما نامزدش او را متقاعد کرد که با او ازدواج کند. زندگی او به خاطر مادرشوهرش آسان نیست.«گو چا وون» به عنوان متخصص پوست کار می کند. او همانطور که والدینش انتظار داشتند پزشک شد و با «هان با دا» ازدواج کرده است. او کارش را دوست ندارد و می داند که همسرش به خاطر مادرش روزهای سختی را می گذراند، اما نمی داند باید چه کار کند...